محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5074
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و هم در اين سال گروهى از بنى هاشميان و شيعيانشان از مردم خراسان كوشش آوردند كه عيسى بن موسى را از ولايت عهد خلع كنند و اين كار را به موسى بن - مهدى واگذارند و چون مهدى اين را معلوم داشت ، چنان كه گفتهاند به عيسى بن - موسى كه در كوفه بود نوشت كه پيش وى رود و عيسى بدانست كه دربارهء او چه مقصود دارد و از رفتن پيش مهدى خوددارى كرد . عمر گويد : وقتى كار به مهدى رسيد ، از عيسى خواست كه از كار برون شود اما در مقابل وى مقاومت كرد . مهدى خواست او را زيان برساند ، روح بن حاتم مهلبى را ولايتدار كوفه كرد و او خالد بن يزيد را سالار نگهبانان خويش كرد . گويد : مهدى مىخواست كه روح براى عيسى دربارهء چيزهايى كه حجتى بر ضد وى نبود زحمتى پديد آرد و او دستاويزى براى آن نمىيافت . گويد : و چنان بود كه عيسى به ملكى كه در رحبه داشت رفته بود و فقط دو ماه سال را به كوفه مىآمد : در ماه رمضان كه در مراسم جمعه ها ( 122 و عيد حضور مىيافت آنگاه به ملك خويش باز مىگشت . و در آغاز ذى حجه ، كه براى حضور در مراسم عيد از خانهء خويش بر اسبان مىآمد تا به درهاى مسجد مىرسيد و بر آستانهء درها پياده مىشد . آنگاه در جاى خويش نماز مىكرد . گويد : روح به مهدى نوشت كه عيسى در جمعه ها حضور نمىيابد و به كوفه نمىآيد مگر در دو ماه سال ، و چون حضور مىيابد بر اسبان خويش مىآيد تا وارد عرصهء ( برون ) مسجد شود كه نمازگاه مردمان است و از آنجا مىگذرد و به نزد درهاى مسجد مىرسد و اسبان وى در نمازگاه مردمان پشكل مىكند و كسى جز او چنين نمىكند . گويد : مهدى به دو نوشت كه بر دهانهء كوچه هاى مجاوز مسجد چوبى بنه كه كسان به نزد آن پياده شوند . روح بر دهانهء كوچه ها چوب نهاد كه آن محل را خشبه مىنامند .